به يازده خم می گر چه دست ما نرسيد                                                                             

      بده پياله که يک خم هنوز سربسته است

هوالحق

 با تو , تو را شناختم!

 

قطره ها از همه سو جمع ميشن... تا راهي بيكرانه ي آبي عشق بشن...
 
و اقيانوس
 اين فرزند بيكرانگي عشق
 عاشقانه و گريان منتظر قطره هاي كوچك خودشون هستند!
آری حسين زمان در انتظار ماست!
جانم بفداشون
نيكان دارن بر هم ديگه سبقت می گيرند
مسابقه فاينال شروع شده!
 
وتجلي مهربانترين مهربانان
حجت پروردگار
بزرگوارانه باز هم منتظر بقيه هستند!
 
يوسف مظلوم فاطمه زهرا
 اين مظلومترين روزگار
 چشمهاي مباركشون رو اشك آلود و منتظر
 به قدمهاي سست و نا هماهنگ امت جدشون دوخته اند
 
تا شايد بمدد انفاس قدسي او توش و تواني يافته و راهي بشيم
 
آه جانم فدايت يا بقيه الله!
 چه بزرگوارانه
 در  انتظار فرج كه گشايش گره ازکار فروبسته ماست
اقيانوس بيکران دل صبور و زخم جفا خورده تان
 مشتاق ملحق شدن تمامی قطره هاست!
 
 
 اومنتظر تا فصل هم عهدي بيايد...
 
عجبا طبيب جان بيتاب شفاي دلهاي  بيمارند!
 و اين دلهاي مريض غافل ازين مهربان طبيب!
 از درد لاعلاج خويش غفلت ورزيده و او را به بالين نمي طلبند!
 
حال آنكه جا داره به شوق طبيبانه بر سر بالين آمدنشون
 به دو دنيا نبخشند لذت بيماري را!
 
باری چه بخواهند و چه نخواهند!
اونهايي كه كربلايي هستند
 بار دنيويشان رو از دوش بر داشتن
 و ز هر چه رنگ تعلق پذيرفته رهيدند
اين روزها
كاروان کوچک عاشوراي عصر ما
اين نيكان  انگشت شمارروزگار
در اين دقايق نهايی
 گوش جانشان
 در انتظار بانگ درآي كاروان نورست

 تا كه به بانگ ان المهدي دوست
 ز هر چه رنگ و بوي دنيا و وابستگي هاشو داره
 به سوي عزيز فاطمه پرواز كنند...
 
دلهای روشن گواهی ميدهند که:
ايام روز بروز پر بارتر و سنگين تر ميشوند!
 
و آن اتفاق عظيم بسرعت فراخواهد رسيد!
آری صبح اميد در راهه!

شايد قضا و قدر تاخيري پيش آورده باشند
اما در انتهاي اين شب سيه اکنون سپيده ما متجلي شده!
 
وافق در شرايط گرگ وميشه!
وزمين و زمان
  انشالله اگرخداوند صلاح بدانند

 ممكنه با " بدا " 
 در علايم و شرايط ظهور
به سرعت آماده اون رويداد عظيم بشه!
 
بياييد از حضرت پروردگار بخواهيم  ما را از غلطيدن به دامنه موجهاي ابتلا
 و فتنه هاي مرتبط  با چنين شرايطي حفظ بفرمايند!