يا حی

 

 

 

 

      درد عشق... دردحق پرستی!

 

((  دردی است درد عشق درد حق پرستی!

یا هو زدن اندر میان شب پرستی!


انجام کار عاشقی در حق پرستی است
این شیوه ی آتش زدن در هر چه هستی است!

این عشق سوزد جمله تار و پود عالم
آتش زند در سینه ی مولود آدم!


پیر و جوان وطفل را دیوانه سازد
با خویش و خویشاوند خود بیگانه سازد!

 
صدها ستاره در یم خون دارد اين عشق
خورشید را بر نیزه ؛ مجنون دارد اين عشق

 
شعريست کانرا عاشقان؛ دلخسته خوانند
در آتش و در خون دل؛ پيوسته خوانند!

 

شعريست کانرا حق بزيبايی سروده ست

زيباتر از شعر خدا هرگز نبوده ست ! ))

 

  (با کمی تغيير درشعر يک دل آشنا)

*********************

ساعت دو ونيم نيمه شب

 

اولا ؛ يک کلمه :

 

ديگر بار ايام حج در پيش است...

 تقديم به همه زائران محترم خانه ( آماتور و حرفه ای)!

 

 

اي قوم بحج رفته كجاييد كجاييد؟!

 

معشوق  همينجاست  بياييد بياييد!

 

معشوق تو همسايه  ديوار   بديوار!

 

درباديه سرگشته شما درچه هواييد؟!

 

گرصورت بي صورت معشوق ببينيد

 

هم خواجه و هم كعبه و هم خانه شماييد!

 

ده  بار  ازراه  بدان  خانه برفتيد (؟!)

 

يکبار ازين خانه بر اين بام بر آييد!!!

 

 

 

 

 

*********************

 

ثانيا ؛ يک خاطره : 

    خواب بودم 

       شايد خواب ميديدم 

         كه آسمان زير پلكهايم راه مي‌رفت....٬

 

     سال پيش مقارن با ايام  کريسمس انجيل  برنابا  ( همان نسخه سالها مخفی شده...

     تکذيب شده... وتقريبا کمياب) رو ميخوندم...

     من ترجمه فارسي سردار كابلي رو ازين انجيل ميخوندم و بسيار تحت تاثير قرار گرفته

     بودم شکوه و زيبايی كلام مسيح منو مجذوب کرده بود!

 

  همون وقت به دلم افتاد كه به اين كتاب مقدس به مناسبت ميلاد مسيح و  

  ايام كريسمس  تفالي بزنم ...

 

   نيت كردم ( همون نيت هميشگی)  و كتاب رو گشودم ...

 

  مهمون داشتم و مهمونام شاهد بودن كه ناگهانی و  ناخواسته فرياد زدم!

 

  كلام حضرت عيسي ع اين بود:

 

” كاهن در جواب گفت كه در كتاب موسي نوشته شده كه زود باشد كه خداي ما براي ما مسيا را كه خواهد آمد ميفرستد تا خبر دهد ما را به آنچه خدا ميخواهد و رحمت خدا را براي جهان خواهد آورد ازينرو اميدوارم كه تو راست بفرمايي آيا تو مسياي خدا هستي كه منتظر اوييم؟

 يسوع در جواب فرمود حقا كه خدا چنين وعده اي داده است وليكن من او نيستم زيرا كه او پيش از من آفريده شده و بعد از من خواهد آمد! ........سوگند به زندگي خداوندي ( بالله الحي) كه  در حضور او جانم ايستاده بدرستيكه من نيستم مسيا كه همه ي قبائل زمين انتظار او را دارند چنانچه خداوند به پدر ما ابراهيم وعده كرده و فرمود كه به نسل تو بركت ميدهم همه ي قبائل زمين را؛

 و ليكن وقتيكه خدا مرا از جهان ميگيرد بار ديگر شيطان اين فتنه ي ملعونه را بر پا خواهد كرد به اينكه وادار كند ناپر هيزكار را بر اعتقاد  ورزيدن به اينكه من خدا و پسر خدايم! پس به سبب اين سخن تعليم من ناپاك ميشود حتي اينكه نزديك ميشود كه سي نفر مومن باقي نماند ؛ انهنگام خدا بر جهان رحم ميفرمايد و پيغمبر خود را كه همه چيزها را براي او آفريده ميفرستد  و...............

 با اينكه من لايق نيستم كه بند كفش او را باز كنم به نعمت و رحمت خدا رسيده ام كه او را ببينم!...................“

 

 ميتوني حدس بزني چه تكاني خوردم ازين كلمات حضرت عيسي ع!

 

 خداوند دقيقا همون بخشي رو كه مورد نظر من بود و نيت نهفته  در قلبم رو

 به طرز معجزه آسايي در مقابل چشمانم گشود!

 

 من گاهي وقتها از عظمت عنايت اودچار خوف ميشم...ازاينکه هميشه در

 زمان نياز پاسخ مناسب به من عنايت ميشه...

 و اين لحظه ازون  لحظات بود!

 

 در اين متن مواجه شدم با مفهوم اساسي ترين وعظيم ترين مباحث معرفت 

 حقيقی شيعي:

 

 اينكه حضرت محمد ص و نيز مهدي موعود عج)  قبل از حضرت عيسي بن

 مريم ع ( و بلکه ساير مخلوقات ) آفريده شده اند :

 

( نور 14 معصوم بلكه نور محمد ص و علي ع  اولين خلقت خداوند متعال بودند و واسطه خلقت ساير مخلوقات).......

 

 اينكه لولاك لما خلقت الافلاك در كلام عيس ع مي آيد.......

 

اينكه از بدعتها و انحرافات و تثليث پيش آگهي ميفرمايد.......

 

 اينكه در ادامه آيات كه من اينجا مجال نوشتن نيافتم از ظهور پيامبران دروغين پس از رسول خاتم خبر ميدهد......

 

 و از غلبه نهايي دين و آيين رسول الله ص در كره زمين سخن می گويد.....

 

 و از  فتنه هاي شيطان در آخر الزمان خبر می دهد.......

 

از ملاقات حضرت عيسی و مسيا خبر ميدهد: در عالم ذر يا الست هنگام وعده بر ولايت با نور محمد ص وآل محمد منجمله حضرت «م ح م د» عج و يا گاه بازگشت عيسی ع در معيت مهدی موعود موعود ....

 

از مقام شامخ رسول و موعود عليهما السلام سخن ميگويد...

 

 و آنگاه نام مبارك پيامبر آخر الزمان  را ميفرمايد....       

 

و بيان  ميكند كه اين نام را خدا وقتي روان اورا آفريد و در ملكوت اعلی مسکن داد  بر او (يعني بر مسيا يا مسيحا) گذارده است:

 

”همانا نام مبارك او محمد است!“

 

بنظر من درست در همين بخش نوعی ايهام در كلام عيسي ع  وجود داره يعني در عمق مطلب هم نام پيامبر خاتم و هم نام مسياي موعود توسط خداوند انتخاب شده و نام هر دو ذات مقدس م ح م د است!

 

 

 و خود اين اعجاز نهان ديگري ازين كلام الهيست!

 

خلاصه  من با ين تفال به انجيل به حسی بسيار ارزشمند رسيدم و فضای معنويم خيلي عوض شد......

 

 احساس ميكردم كه در متن معجزه قرار گرفتم..... براستی حس شگفتي بود!