يا حی

 

 

 

 

 

مرا با معرفت عرفه قربانی غدیر شدن آرزوست!

 

 

بخشی از نيايش آگاهی يا دعای عرفه:

« بار خداوندا ! آنكس‌ كه‌ زيبائيهايش‌ عين‌ زشتي‌ باشد، چگونه‌ ممكن‌ است‌ زشتيهايش‌ عين‌ زشتي‌ نباشد؟!

وآنكس‌كه‌ حقائقش‌ عين‌ مُدّعا بوده‌ باشد، چگونه‌ ممكن‌ است‌ مدّعاهايش‌ عين‌ مدّعا نباشد؟!»

 

«.بار خدایا چگونه برای وجود تو چیزی را دلیل بیاورند که آن چیز خود نیازمند به توست؟!

 

 آیا چیز دیگری می تواند پدیدارتر از خود تو باشد تا وسیله ظهور تو گردد؟!

 

 چه وقت نهانی که نیازمند برهانی باشی که بر تو دلالت کند؟!

 

 چه موقع دوری که بوسیله آثار به تو برسند؟!

 

کور باشد آن چشمی که تو را دیده بان خود نبیند !»

 

 

یا مَوْلاىَ!

 

   « اى مولاى من اين تويى كه منت نهادى و اين تويى كه نعمت دادى. اين تويى كه احسان فرمودى. اين تويى كه نيكى كردى. اين تويى كه فزونى بخشيدى. اين تويى كه كامل كردى. اين تويى كه روزى دادى. اين تويى كه توفيق دادى. اين تويى كه عطا كردى. اين تويى كه بى نياز كردى. اين تويى كه ثروت بخشيدى. اين تويى كه ماءوا دادى. اين تويى كه كفايت كردى. اين تويى كه هدايت كردى. اين تويى كه نگهداشتى. اين تويى كه پوشاندى. اين تويى كه آمرزيدى. اين تويى كه ناديده گرفتى. اين تويى كه قدرت و چيرگى دادى. اين تويى كه عزت بخشيدى. اين تويى كه كمك كردى. اين تويى كه پشتيبانى كردى. اين تويى كه تاءييد كردى. اين تويى كه يارى كردى. اين تويى كه شفا دادى. اين تويى كه عافيت دادى. اين تويى كه اكرام كردى. بزرگى و برترى از تو است و ستايش هميشه مخصوص تو است و سپاسگزارى دائمى و جاويد از آن تواست...

     و اما من اى معبودم كسى هستم كه به گناهانم اعتراف دارم...

     پس آنها را بيامرز

     و اين منم كه بد كردم. اين منم كه خطا كردم. اين منم كه (به بدى ) همت گماشتم. اين منم كه نادانى كردم. اين منم كه غفلت ورزيدم. اين منم كه فراموش كردم. اين منم كه (به غير يا به خود) اعتماد كردم. اين منم كه (به كاربد) تعمّد كردم. اين منم كه وعده دادم واين منم كه خلف وعده كردم. اين منم كه پيمان شكنى كردم. اين منم كه به بدى اقراركردم. اين منم كه به نعمت تو بر خود و در پيش خود اعتراف دارم و با گناهانم بسويت بازگشته ام...

      پس آنها را بيامرز

     اى كه زيانش نرساند گناهان بندگان و از اطاعت ايشان بى نياز...

     و تو آنى كه هركس از بندگان كردار شايسته اى انجام دهد به رحمت خويش توفيقش دهى. پس تو را است ستايش اى معبود و سید من. خدايا به من دستور دادى و من نافرمانى كردم و نهى فرمودى ولى من نهى تو را مرتكب شدم و اكنون به حالى افتاده ام كه  وسيله تبرئه اى ندارم كه پوزش خواهم.  خدايا اين خوارى من است كه پيش رويت عيان و آشكار است و اين حال (تباه ) من است كه بر تو پوشيده نيست...

     از تو خواهم كه مرا به خود برسانى و بوسيله ذات تو بر تو دليل مى جويم. پس به نور خود مرا بر ذاتت راهنمائى فرما و به يادآر مرا با بندگى صادقانه در پيش رويت...

    خدايا بياموز به من از دانش مخزونت و محفوظم دار به پرده مصونت. خدايا مرا به حقائق نزديكان درگاهت بياراى و به راه اهل جذبه و شوقت ببر. خدايا بى نياز كن مرا به تدبير خودت در باره ام از تدبير خودم و به اختيار خودت از اختيار خودم و بر جاهاى بيچارگى و درماندگيم مرا واقف گردان...

     خدايا مرا از خوارى نفسم نجات ده و پاكم كن از شك و شرك خودم پيش از آنكه داخل گورم گردم.  به تو يارى جويم پس تو هم ياريم كن و بر تو توكل كنم پس مرا وامگذار و از تو درخواست كنم پس نااميدم مگردان و در فضل تو رغبت كرده ام پس محرومم مفرما و به حضرت تو خود را بسته ام پس دورم مكن...

     و به درگاه تو ايستاده ام...

     پس طردم مكن خدايا  »

 

*

 

عرفه ؛ روز شناخت... روز به کمال رسیدن آگاهی... روز شکست شیطان جهل بدست توانای آگاهی انسان... و روز شناخت خود حقیقی انسان...

 

قربان ؛ عيد چيرگي فطرت پاك و الهي انسان بر نفس و قبولي لبيك روح مطهر انسان از سوي خداوند رحمان...و جشن بجای آوردن آن حج که حاجیش آزاد و رها از تعبد بتهای دوران است...

 

         يار بي‌پرده‌ از در و ديوار            در تجلّي‌ است‌ يا اولي‌ الابصار

شمع‌ جوئيّ و آفتابْ بلند           روز بس‌ روشن‌ و تو در شب‌تار

 

*

 

        من كعبه ي اهل دلم، آ ريد بر من سجده اي!

 

                     دارم دروني پر شرر، آ ئيد وتكفيرم كنيد!

 

 

 

نام عرفه قرین با نام حسین (ع) است...

 

اگرچه گفته میشود حسین بن علی مراسم حج را ناتمام رها نمود اما حقیقتا قبل از این کسی به خاطر نداشت وبعد از آن هم کسی نخواهد دید حج اکمل چنین ادا شود!

آری کاملترین و صحیح ترین حج همانا حج نیمه تمام خون خداست!

کاری که حسین علیه السلام کرد بی نظیر است!  نه تنها از جهت خلق حماسه عشق و ایثار بلکه در تعبیر وتفسیر حج حقیقی...

امام اگر ترک حرم امن خدا میکند نه از بابت آلوده نشدن این مکان مقدس به خون اوست! چه خونی پاک تر از خون اولاد رسول الله؟

اما حسین لقا ءالله را می جوید... حسینی که خود کعبه است و سجده بر وجود مطهرش سجده بر جایگاه حقیقی خداست بر زمین...

آیا تو امامت را بدرستی میشناسی؟! عرفه روز آگاهی یافتن از مقام امامت است... عرفه مقدمه شناخت غدیر است!

قربان يعنی عید نمادین قربانی کردن و فدا نمودن هر آنچه غیر از خداست در آستان حضرت دوست...

و حسین عید نمادین قربان را در بیابانی به نام نینوا واقعیت بخشید و جاودانه ساخت!

وگرنه بهره سیاسی که امام علیه السلام میتوانست از جنگ وجدال با یزیدیان در حرم امن خدا داشته باشد بظاهر بسیار بیشتر از آنچه بود که در کربلا نصیبش شد!.......اما حسین باید حج را رها کند تا حقیقت حج را به تاریخ بیاموزد!

 

 

 

شهيد ظهر تشهد

 

                        

 

كجاست كعبه اگر مسجدالحرام تويي تو

قسم به كرببلا حج من تمام تويي تو!

 

همه نمازي و نِِيت ، قِِيام توست قِِيامت

شهِِيد ظهر تشهد توِِيِِي ، سلام تويي تو!

 

سر برِِيده و آِِيات بِِينات ؟ چه حالِِی !

ِِيقِِين كه ركن ِِيمانِِي توِِيِِي ، مقام تويي تو!

 

به سعِِي سجده به گودال قتلگاه تو رفتم

نه سر برآورم از سجده تا امام تويي تو

 

تو بِِيت اولِِي و كربلاست اول بِِيتم

تو بِِيت آخرِِي و آخر كلام تويي تو!

 

 

قزوه

 

***

 

 

حج:

 

طواف حول محور وحدانیت...اخلاص...تسلیم... یگانگی محض...

 

و وحدت در عین کثرت!

 

 

بیایید بازخوانی یک حقیقت را از اهل راز داشته باشیم:

 

 

رازی مکشوف:

 

 

     لبیک اللهم لبیک ان الحمد والنعمه لک والملک لا شریک لک...

 

" انسان در مجموعه رفتار وکردار خود سرنوشتی برای خویشتن رقم میزند که گاه گذرا ست وگاهی هم ریشه در دوام دارد. این مسئله به کیفیت حالات انسانی در حین انجام عمل مربوط میشود.

هنگامیکه اسم اعظم تکرار و روی آن تمرکزمی گردد حقیقت وجود آدمی آشکار میشود. آنکه به ریا ونفاق ذکر اسم اعظم به جای می آورد دیو سیرتی او به تدریج ظاهر و آشکار میشود!

 از این رو میتوان تصور نمود چرا برخی با وجود تعبد وتوکل وتوسل نه تنها توفیقی عایدشان نمیشود بلکه به زعم خویش در ترسیم چهره ای ناخوشایند از مردان وزنان دیندار سهیم اند!

لذا تاکید بر آنست اهل نظر این وضعیت را به حساب دین واثر باورهای دینی نگذارند بلکه خاصیت اسم اعظم بدانند در عیان سازی طینت انسان!

 و اما یک تجلی از اسم اعظم:

 

 

الله

 

 

اسم اعظم است

 


از این روست که برخی معتقدند با بجاآوردن حج واجب؛ آنجا که ميگويد لبيک اللهم لبيک...

 در مرتبه ی اول ؛ حقیقت وجودانسان بر همگان مکشوف میشود:

آنچه بود وهست!!!

 

پس چه بسا  سرشار از تهی بودن و سخیف تر از آن مملو ازشرک و جهل بودن مخلوقی بظاهر متشرع و دینمدار با همین حج صوری و ریایی نمود حاصل میکند! درست آنچنانکه ذکر ریایی پرده از سیرت زشت درون برخی عابد نمایان زاهد صورت بر میدارد!!! "

 

    

 

                                                                 یا ستار

 

 

 

 

 

عید بر عاشقان مبارک باد

  

عاشقان عیدتان مبارک باد