یا هو

 

 

 

 

یا ابا فاضل

  

 

 

 

آب عطشان تو از روز الست

تشنگی از کوثر چشم تو مست

سرو زیبایم کدامین صاعقه

شاخه ی دستان سبزت را شکست؟...

 

سلام؛

 

 شام غریبان حسین امشب است...

 

 


 

از دل برات مینویسم؛با ..... با خون دل مینویسم...  آخه جگرم پاره پاره است...

میدونم دل تو از دل  من هم  بیشتر خونه... دل تو  شکسته تره...

 آخه مگه میشه دل مولامون؛ صاحبمون بشکنه اونوقت ما آروم داشته باشیم؟!



 

دلت میشکنه اما در سکوت...

  اشک میریزی اما در خلوت ...

 

...دلم مث شیشه با آه مه آلود میشه...  

چی بگم از این شاخه ی  تنها... غمهای دوران دلمو مث طوفان هدف قرار میدن...

 

میدونم  گریه ها مو نباید پیش تو بیارم

 

 که خود توبس پریشونی

 

اما  بهم بگو چه کنم

اگه روضه خون دل شکستم نباشم 

 از دل  پر درد م با کی حرف بزنم؟

 

مگه خودت نگفتی من چاه گریه هاتم

یادت  رفته ؟

  آخه همش که دردای حقیر خودم نیست که

 

یه روزم  درد این جوریه که در حق اهل بیت میشه

یه روزم حدیث دل پر درد مولاست

 

کم فساد و دزدی و دروغ و خیانتو کم فروشی در دین و اعتقاداتمون آزارشون داده

حالا مقدساتمونم اینجوری مورد هتک حرمت قرار میگیرن...

 

خمپاره میزنن به ضریح مقدس موسی بن جعفر ع

زائر قمر بنی هاشمو

 عاشق اون ابر مرد زاده امیر المو منین ع رو تکه پاره میکنن

انگار تاریخ همش تکرار مصیبته

به حریم سید الشهدا یه بار دیگه اهانت میشه

 

 دل مهدی مون خونه...

 

 و من...

 

 این موج خیز حادثه  میا

 


 

.بیا سوته دلان گرد هم آییم...

 

من   طاقتم کمه؛ 

نمیتونم تنهایی در خلوت خودم و خدا.... در دلم.... در سکوتم گریه کنم....

وای خدایا  کم میارم... جلز و ولز میکنم...  ایوای  دلم داغداره... و تاب این داغ سینه سوز رو نمیاره...و میام که دوستم فانوس دریایی   بشه

 نذاره صخره های غم دلمو در هم بشکنن...


 بذار سینه شرحه شرحمو پیش تو بیارم

کجا ببرمش پس؟

 

 آخه دلم  پاره پاره ست...

 

یوسف بیا بانگردمون........ هستیمون...... عزیز دلمون...

 

آخه لیاقت دیدنشو که ندارم...

 راه خونشو که بلد نیستم...

شماره تلفونشوهم  که ندارم...

 

 اگه راهی به سوی خونه مرهم گذار   سینه های مجروح... اونیکه قلبش از همه مجروح تره... داشتم.... 

 

 

 زخم دل  رو چنگ نمیزدم و به اون نمک نمیپاشیدم...

 

  اگر چه میدونم ...میدونم که به هیچکدوم از اینا نیاز نیست و اون عزیز اون آروم جان همینجاست... پیش منه... کنارمه...حتی خیلی نزدیکتر ...

 

میشنوه و میبنه که بر دل ما   چه ها میره......

 

خدا خدا  خدا...

 خدایا........

 معبودا معبودا معبودا

 یا رب یا رب یا رب

 

 هیچی آ ر ومم نمیکنه ...

 


 

  بذار این  کم طاقتت اینجوری  شرح مصیبت بخونه....  

 

 اجازه بده این روح دردمند  درد دلشو بگه....... غمشو....

 

بذار یه نفر  هم پیدا بشه که اینجوری شرح مصیبت بگه... 

 

  اجازه بده...

 

یه تنهای پریشونم...  چنگم که با  زخمه ها  به خروش میام...

 

  دلم داره منفجر میشه

 

 

 آخه نمیدونی همین الانم  که مینویسم کیبورد از اشکام خیسه و این چشمه خشک نمیشه...

 

کی میشه مولامون  تشریف بیارن...

 

کی میشه تموم این مصیبتا به پایان برسن...

 

 آخه شیعگی در خواب دیدنش که نیست...

 

دلم همراهیشو میخواد

دلم صورت رسول الله

صورت مثل گل مهدیمو...

 یوسف فاطمه رو میخواد

دلم هوای قمر بنی هاشم رو داره

دلم برای علی اکبر می تپه

دلم موهای سپید دختر کوچولوشو

صورت کبود مادرشو

فرق شکافته پدرشو

کمر خم شده زینبشو

دلم حسینو میخواد

 

 حسین حسین حسین

 

 

 

تموم زندگیم مال حسینه...

 

 

 

 نمیدونم چی شده که باز امشب

بارون غم تو دلم بغض فرو خوردشونو وا میکنن:

 

 آغاز یک پایان

 

کربلا بار دگر در  خون نشست

بغض عاشورا دگر باره شکست

خار شد این فتنه ها ی پی ز پی

 قلب عشاق عزادار تو خست

 

نینوایت کربلایی دیگر است

باز هم این آسمان پر آذر است

بر خیام و بر دل اهل حرم

بار دیگر زآتش کین اخگر است

 

یا حسین آغوش سبزت باز کن

باز هل من ناصرت آواز کن

اشک در سوک علی اکبر فشان

گریه بر عباس را آغاز کن

 

بر حریم ماه سقایت; کنون

زائر انت خفته درغرقاب خون

در حریم باغ تو روییده باز

لاله های خونفشان واژگون

 

این سگان کین از ولایت داشتند

قلب را  از حقد وکین انباشتند

داغ  ا ز ا ین کینه بر جانت زدند

بر دل نرگس شقایق کاشتند

 

از حسد آکنده خفاشان دون

کور موشان سیه روی زبون

در حریم کعبه جانهای پاک

کرده جاری جویها از اشک و خون

 

الامان ای از این تطاول الامان

  العجل  ای مهدی صاحب زمان

تا به کی شمشیر جدت در نیام

جان زهرا یا لثاراتی بخوان

 

آه ای مولا ی من بس دیر شد

ناله هامان ناله شبگیر شد

همچو مولامان امیرالمومنین

بغض  کهنه در گلومان پیر شد

 

کاش امشب فصل پرواز تو بود

آسمانها پر ز آواز تو بود

کاش این پایان سرخ غمفزا

مطلع سرسبز آغاز تو بود... 

رز توتونچی