يا حی

نداي مظلوميت امام حسين (ع ) در پيام ظهور مهدي (عج )

پيرامون اينكه امام زمان ارواحنا فداه به هنگام ظهور چه مطالبي را مي گويند و آغاز به چه سخناني خواهند نمود , رواياتي است از جمله آنها روايتي است كه محدث بزرگوار مرحوم شيخ علي يزدي حائري متوفاي سنه 1333 نقل كرده است . او مي گويد : زماني كه قائم آل محمد ظهور كند , ما بين ركن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد:


1 ـ الا يا اهل العالم انا الامام القائم
2 ـ الا يا اهل العالم انا الصمصام المنتقم
3 ـ الا يا اهل العالم ان جدي الحسين قتلوه عطشانا
4 ـ الا يا اهل العالم ان جدي الحسين طرحوه عريانا
5 ـ الا يا اهل العالم ان جدي الحسين سحقوه عدوانا(1 )


آگاه باشيد اي جهانيان كه منم امام قائم ,
آگاه باشيد اي اهل عالم كه منم شمشير انتقام گيرنده ,
بيدار باشيد اي اهل جهان كه جد من حسين را تشنه كام كشتند.
بيدار باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين را عريان روي خاك افكندند.
آگاه باشيد اي جهانيان كه جد من حسين را از روي كينه توزي پايمال كردند.


طبق اين نقل , سه نداي اخير , مخصوص و ويژه جد بزرگوارش امام حسين (ع ) است و مصائب جگر سوز آن سيد ابرار را بازگو مي كند و اذيت و آزارهاي جانكاهي كه بر آن حضرت در صحنه خونين كربلا رفت , يادآوري مي فرمايد.


نخست از قتل جد خود سخن مي گويد كه خود , اعظم المصائب و بزرگترين فاجعه در جهان اسلام به شمار مي آيد و در كنار همين مطالب و همراه آن مصيبت تاثيرانگيز و رقت بار , عطش امام حسين (ع ) را ياد مي كنند , مصيبتي كه هيچكس آنرا توجيه نمي كند و حتي درباره دشمن خود نپسنديده و روانمي دارند و به حقيقت , لكه ننگ و عاري بر دامن بني اميه و آل زياد و سپاه ديو و دد صفت كوفه و شام گرديد كه براي ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود.


و آنگاه مصيبت رقت انگيز ديگري را از جد , خود حسين ذكر مي كنند و آن طرح كردن و روي خاك افكندن بدن مبارك آن حجت بالغه الهي است كه در هيچ منطق و مكتبي روا نبود.


و همراه تذكر اين مصيبت , نكته ديگري را ذكر مي كنند كه دلها را مي شكافد و اشك غم و اندوه را بر گونه روان مي سازد و آن مصيبت عريان كردن بدن نازنين آن امام معصوم و آن انسان آزاده خداجو و با عظمت است كه خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه بارز اميد اهل ايمان بلكه مطلق انسانها بود.
راستي چه كسي مي تواند تحمل اين فاجعه بزرگ را بكند كه بدن مقدس ولي اعظم پروردگار را برهنه روي خاك بيندازند.

 
و در آخر از بزرگترين فاجعه اي كه در كربلا صورت گرفت و به دست آن وحشي صفتان دور از انسانيت بر بدن مبارك حضرت ابي عبدالله الحسين صلوات الله عليه واقع شد , سخن مي گويند و آن موضوع , كوبيده شدن نازنين پيكر تقوا و طهارت , بدن مقدس حسين (ع ) است , موضوعي كه هيچ كسي كه كمترين مراتب انسانيت را دارا باشد آن را نمي پذيرد و صحه پاي آن نمي گذارد و با هيچ منطقي قابل توجيه نيست , موضوعي كه انسان هر چند به كشتن دشمن سر سخت خود رضا دهد , بدان رضا نخواهد داد , مصيبتي كه انسان تاب شنيدن آن را ندارد و به حقيقت , انسانيت از وقوع آن در كربلا , آنهم نسبت به بدن ريحانه پيامبر اكرم , شرمسار و سربزير مي گردد. آري پايمال كردن بدن حجت خدا حسين (ع )!


تصور ما اين است كه دو نداي نخستين نيز در رابطه با امام حسين (ع ) است و سه جمله اخير در مقام تحليل و توجيه دو مطلب اول ذكر شده , زيرا اولا مي فرمايد منم آن امامي كه شنيده ايد در آخر الزمان قيام كرده وضع عالم را دگرگونه مي سازد و منم آن شمشير آتشباري كه براي انتقام از غلاف بيرون آمده و گويا در اينجا مي فرمايد و چرا چنين نباشد در حالي كه اشقياي امت و حراميان , با جد بزرگوار من اينچنين نابكارانه رفتار كردند كه او را كشتند و با لب عطشان و خشكيده وي را به قتل رسانيدند و ديگر فجايع دردناك را در مورد او روا داشته و انجام دادند.

آيت الله كريمي جهرمي
به نقل از جمهوري اسلامي
مو
عود انلاين


پي نوشت:
1 ـ الزام الناصب , ج 2 , ص .282
به نقل از كتاب بررسي مقايسه اي بين حضرت مهدي (عج ) و امام حسين (ع ) از انتشارات مسجد آيت الله انگجي تبريز