بسم رب الشهدا

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عقيلة العرب زينب مدد.....

 

خواهرم !

 

بگذار اول گريه هايم را بکنم ,غريبانه در کنار تو ي غريب ضجه بزنم

 

 نگو سلامت کو,بگذار زار بزنم ,بگذار گريه کنم ,هوار بکشم

 

اين زخم ,زخم کهنه است

 

 اين بغض ,بغض چند ساله است

 

 اين زخم اگر در کنار تو سرباز نکند ,اين بغض اگر با تو به گريه ننشيند ,پس کي,کجابروز کند؟

 نگو چرا رعايت ادب نکردي ,نگو چرا بي اذن دخول وارد شدي . نگو چرا ديوانه وار و سراسيمه دويدي ! سر بر ستون ضريح نهادي و زار زدي چه ميکردم ؟ تو بگو چه ميکردم ؟

صاف و مودب مي ايستادم و ميگفتم :

 

 السلام عليک يا بنت فاطمة الزهرا ....

 

مي شد چنين کرد؟!

 

 اين شايد براي کسي که به تو تنها به عنوان يک اسوه انقلابي مقاوم مينگرد مقدور باشد اما براي کسي که زخم هجران ساليان را بر جگر دارد ,براي کسي که بغض نهفته امتي گلويش را مي فشرد ,براي کسي که هر چه زخم ,به ياد تو خورده است براي کسي که هر چه برادر به يادواره تو فدا کرده است ,براي کسي که هر چه استقامت به پيروي از تو کرده است ,براي آنکه هر چه سکوت از چشمهاي تو به ارمغان گرفته است ,براي آنکه در هجران تو خون گريسته است ,در کنار تو آرام و قرار مقدور است؟!

 

پس حق دارم گريه کنم؟!؟

 

تازه اگر هيچکدام ازينها نبود باز ديدار تو آرام و قرار از دل مي ربودپس بگذار گريه کنم ,آنچه بر شما در کربلا گذشت و در شام ,جراحتي است هنوز بر جگرهاي شيعيان ما

و اين زخم جاودان ,زخم جاودان خداست

 

...و آنجا که از صاحبمان و اميد زيستمان پرسيدند:

اين گريه هاي مدام, اين ناله هاي هرگاه و اين ضجه هاي بي گاه و اين صيهه هاي هر از گاه از چه روست ,مصيبت حسين با تو چنين کرده؟

فرمود گريه آلود اگر با حسين هم بگويم خون خواهد گريست

پرسيدن : دستهاي ببريده ي عباس با تو چنين کرده؟

فرمود ناله کنان : که اگر با عمويم عباس هم بگويم دست هاي بريده بر سر خواهد کوفت

پرسيدند :غل و زنجير هاي سخت بر پوست و گوشت و استخوان سجاد فغان تو را برآورده ؟

فرمود ضجه زنان : که سجاد نيز عمري بر اين مصيبت گريسته است

پرسيدند : پس اين چه اندوه جانسوزيست که آسمان و زمين را در هم پيچيده ؟ مگر نه همه در طول تاريخ براي عاشورا گريسته اند؟ اين چه مصيبتي است که کربلاييان را نيز به گريه واداشته است؟

آهی کشيد آقايمان و سيدمان که کوهها را لرزانيد و جگر سخت ترين صخره ها را سوخت و فرمود: (( عمه ام زينب..... مصيبت مضاعف زينب؛ اسارت زينب!...))

 

 

السلام عليک يا ام المصائب يا زينب !

 

پس نگو چرا گريه ميکني!

 

اي داغدار هر چه مصيبت !

 

ام المصائب! زينب بزرگ !

 

مگر يادمان رفته است وقتي که طلوع سر مبارک برادر را بر کنگره هاي نيزه ديدي چه کردي؟

مگر تو نبودي که همدردي برادر را سر بر ستونهاي کجاوه زدي؟

 

 مگر سلامت سر خويش را تاب آوردی

 آنگاه که سر خونين برادر را بر بام نيزه ها لغزان يافتي ؟

آن خون که مقنعه ات را گرفته بود خون که بود؟

 

چگونه است؟

 توکه روي دخترکان يتيم را هم از دشمن پوشاندی

 

 چه مصيبتي عنان از کفت ربود که دشمنان خون جبين تو را در زيز سم ستوران ديدند؟!

 

سلام بر تو!

 

سلام بر زني که دشمن  خون سرش را بر ستونهاي کجاوه ديد

 ولي تضرعش را نديد!

 

مگر نه ابراهيم خليل پيش از تو گريست ؟

مگر نه داغ تو جگر نوح را سوزاند؟

مگر نه اسارتت آتش به جان موسي زد؟  

 

      (( وبکي لمصابها ابراهيم الخليل و نوح و موسيالکليم ))

 

پس بگذار گريه کنم اي حامي ولايت مظلوم !

 

همسنگر امامت معصوم

 

 و چگونه آرام بگيرم بر مصيبتي که حتي سمهاي اسبان را از اشک چشمانشان تر کرد

 

اگرنديده بودم که علي با تو دردانه خويش چه مي کرد ,اگر نديده بودميم که حتي براي زيارت قبر پيغمبر ,حسن و حسين را –دوبرادر- از پس و پيش به همراهت ميفرستاد و تو را شبانه راهي زيارت ميکرد که مبادا چشم هيچ نامحرمي به هياءت مقدس تو بيفتد ,اگر نديده بوديم اين همه را شايد بدن کبودت از زخم تازيانه ها اينگونه خاکسترمان نميکرد و آنگاه که بر شتر بي جهاز آنسان سوارت کردند اينجمله را هرگز نمي گفتي که:

 

اخي ابالفضل,انت  الذي رکبتني اذا اردت الخروج من المدينه

 

برادرم ! ابالفضل به هنگام خروج از مدينه تو بودي که مرا بر مرکب بنشاني...

عمه جان ! مي داني که اين کلام تو با جگر ما چه کرد؟

عمه جان !زينب ! چشمي بر مصيبتهاي شما ميگريد و چشمي بر حلم تو...............

 

چشمي نگاه تورا گريه ميکند و لرزش قلب تو را بر پيکر مظلوم عريان به خاک غلطيده برادر و چشمي ديگر باز  نگاه حليمانه و عارفانه تو را و قلب استوار تو را و نيز کلام شکننده تو را به ابن زياد که " ما رايت الا جميلا" چشمي بر اين کلام تو ميگريد در مصيبت حسيني که:

 

" واحزناه عليک يا ابا عبدالله "

 

 و چشمي بر اين حلم تو که :

 

" الي الله المشتکي "!

 

کسي پيکر خون آلود برادر حسين را بر خاک نظاره کند بي عمامه و عبا و رداء و اعضاي تکه تکه شده و تنها جدش را به شهادت بطلبد؟

تنها به خدا شکايت کند؟...

الله اکبر !

/ 1 نظر / 6 بازدید
کمیل

سلام ... السلام علیک یا مولاتی یا زینب کبری ... میون همه دلها امون از دل زینب ... دل هر شیعه ای که نه هر انسانی که هنوز ذات انسانیشو کمی حفظ کرده باشه با شنیدن مصائب زینب پاره پاره میشه .. وای از زینبی که خود شاهد مصایب بوده نه شنونده ... خدا اجرت بده ... انشا الله با عمه سادات محشور شی ... یاعلی .. باولایت تا شهادت