يا حی

 

بوی  فقر و قحط نان آید همی                  یـاد یـار مــهربــان آیـــدهمــــی!
سفره های خالی از نان و نمک                کـــو نــدای خالصکنامعــــــــک؟
امتی از نســل سفیـــانی به پا !                پس چرا بر نی شدیای مه لقا؟!

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اینجا  آسمان برنگ ننگ و نیرنگ است... اینجا  فضا مملو از مکر و کینه است !

اینجا شهر دینداراندنیا پرست است ...اینجا ملک زر اندوزان قدرت طلب است!

اینجا عشق ورزان مهر باطلمی خورند! اینجا ؛ایستاده بر نماز ، ابن ملجمها را خواهی شناخت !

اينجاهمیشه بحث عقیل و مرتضی است... علی گويان همواره از علی دم زده و اورا تنها  و مظلوم رها کرده اند!

نمی دانم اگر علی آشکار بود در کدامين محبس گرفتار ميخواستيمش؟!

آيا او را به جرم قطع دستدزدان در میدان شهر تازیانه می زديم؟!

و یا به جرم بازگرداندن اموال بیت المال ازکیسه غارتگران تبعید می کرديم؟!

کاش در پر کردن فرم جلوی مذهب نمی نوشتیم: اسلام ـ شیعه جعفری!

کاش شهادت علی بن ابی طالب عليه السلام تعطیل رسمی نبود! 

کاش....نام شيعه علی بر ما نبود!

کاش نمی دیدیم که اسامی مفسدان را بخاطر حفظ آبرويشان! اعلامنمی کنند!!!

و یاد فرمان علی  عليه السلام نمی افتادیم بر حاکم خود در مورد آن غارتگر بیت المالکه چگونه فرمان داد:

تا او را در میدان شهر تازیانه بزنند و آبروی او را ببرند...

کاشنمی دیدیم آبروی غارتگر مال ایتام ؛ محترم تلقی می شود!

کاش مبارزه با فساد اقتصادی موجب فرار سرمایه ها قلمداد نمی شد!

و اعلام اسامی مفسدین اقتصادی صلاح  می بود!

کاش نمی دیدیم آقای ... ماشین ششصد میلیون تومانی ضد گلوله سوار می شوند !

کاش نمی دیدیم آقای ... اتومبیل سيصد میلیون تومانی از ریاست ... هدیه میگیرند!

کاش نمی دیدیم آقای ... وزیر محترم ... چهار ماشین آخرین مدل به نام وزارتخانه وارد می کنند و در آخر به اسم خود سند می زنند!

کاش مطلع نمی شديم که ترانزیت مواد مخدر سالانه ده هزار میلیارد تومان هزینه به جامعهتحمیل می کند یعنی معادل 27% سرانه ملی!

کاش نمی فهمیدیم در اینجا یک کارمند ساده یکوزارت خانه با زد و بند بشود امپراطور شکر ایران و باعث خانه خراب شدن هزارانکشاورز و کارگر می شود و ثروتی حدود هزار میلیارد تومان گرد می آورد!

کاش خبردار نمی شديم که فلان آقازاده در فروش سوالات کنکور نقش دارد ولی متهم ردیف پنجمدستگیر می شود!

کاش نمی گفتند که دوونیم میلیارد دلاری از زخیرهارزی برای جبران کسر بودجه وزارت نفت هزينه ميشود وزارتی که همیشه 17 درصد سودعلاوه بر درآمد دارد!  کاش از وزير به وزارت نرسيده سهم نفت طلب نميشد!

اينجا...اينجا ... اينجا...آری اینجا....

 *

 زمانی علی نان و خرما برای یتیمان کوفه می برد...

زمانی علی روزی خود را به فقیرو یتیم و اسیر می داد ...

و زمانی هم مثل حالا لوازم پزشکی که افراد خیر به بیمارستانمهدیه ( در جنوب تهران ) اهدا کرده اند سر از بیمارستان طالقانی ( در شمال تهران)  در می آورد!

 بــوی  فقر وقحط نان آید همـی              یـاد یـار مــهربــان آیـــدهمــــی
سفــره هـای خالـی از نان و نمــــک        کـــو نــدای خالصکنامعــــــــک
امـتــی از نســل سفیـــانی بـــه پــا          پس چرا برنی شدی ای مه لقا؟!
فقر خنجربر خلایق می کشد                  ظلم پرده برحـقایقمی کشـد
وسـعت اميد اينجا تنـگ شــد                 بازهم از بهر دنياجنــگ شـد
تا نيايی چهره هامان تيره است              چشمهامان بر افقها خيره است

 ***

من درس می خوانم . تو درس می خوانی ؛ او سرچهارراه واکس می زند.
من شام می خورم . تو رستوران می روی ؛ او گرسنه است.
منبه ییلاق می روم ؛ تو با دوستانت پارتی می روی .

 او با دستمالی شیشه های ماشین هارا تمیز می کند.
من پول تو جیبی ام را از پدرم می گیرم ؛ تو ماهیانه ات را ازمادرت می گیری .

او ترازویش را در پیاده رو جلویش گذاشته و ده تومنی هایش را نگاهمی کند.
من پدرم رادوست دارم ؛ تو مادرت رادوست داری .

او پدرش معتاداست و مادرشدر خانه های مردم کار می کند.
پدر من مادرم را دوست دارد ؛ پدرت عاشق مادرت است.

او پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند.
من یه خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتردارم ؛ تو دو برادر کوچکتر داری .

او شش خواهر و سه برادر دارد.
خواهر مندانشگاه می رود ؛ برادر تو دبیرستانی است .

او برادرانش یا معتادند یا درزندان.
من عاشق شده ام ؛ تو می دانی عشق چیست .

او تا به حال به هیچ چیز عاشقانهنگاه نکرده است.
من آن لاینم ؛ تو آن لاینی ؛ او بی نان است.
من از سیاستمتنفرم ؛ تو سیاست را دوست داری .

او شکم سیر را بیشتر از سیاست دوست دارد.
منتابستان را دوست دارم ؛ تو بهار و شکوفه هایش را دوست داری .

برای او بهار و پاییزفرقی ندارد.
من شبهای داغ تابستان را بی روانداز می خوابم ؛ تو در شبهای سردزمستان زیر پتوی گرمت می خوابی .

 او در تابستان و زمستان فقط یک زیراندازدارد.
تفریح من گوش دادن به موسیقی است ؛ تفریح تو دیدن فیلمی است .

تفریح اوآبتنی در حوض وسط میدان است.
م

/ 10 نظر / 4 بازدید
CAFAR

سلام. رز عزيز و مهربان !!! شما ديگه چرا خانم گلم ؟ شما که ديگه ميدونی من به چی کافرم!!! بعدشم مگه مگه ميشه ما نشونی منزل دوست و گم کنيم که شما برای ما آدرس نوشتی!!!!! اينجا منزل اميد ماست./

CAFAR

راستی يه زمونی يادمه که رهبران و شخصيت های اين مملکت و ميخواستند با پيامبر و امام علی و بقيه اماما ربط بدند...... اما وقتی سيستم حکومت داری ما سيستم کمونه و توده است رز عزيزم ديگه فرياد برای علی شدن چه فايده ای داره‌؟ اليته از اين جهت که مطرح می کنی خوبه..... ولی جای مفسدای اين مملکت اينقدر گرم است که در لباس دين دست به فساد ميزنند. بقول دکتر سه عامل روحانی. روشنفکر فريب خورده و حاکم هميشه باعث تلکه اين مردم ميشده ........ و بعد به ذهنت ميآد که چرا واقعا کشور کمونيستی چين عاری از مفسد اقتصاديه ولی کشور اسلامی ايران مملو از اين پديده شوم‌ ؟ چرا که خود همين دين بسان ابزاری درآمده برای برای تلکه مردم./ بحثش خيلی مفصله .... همينقدر بگم که تا اين ريا رو کنار نزنيم بجايی نمی رسيم!!!!!!!

سحر

سلام... خسته نباشی رز خوبم... به مهم سری بزن...خوشحال ميشم

shima

سلام....می دانی سياهی هميشه هست....دروغ و کلک .....اما سياهی و خوبی همراه همند....گرچه....

LaLeh

سلام مرسی از حرفای قشنگت. مخاطب من:*

عقیق

سلام.....اگر بيشتر بگی ديگه ....همينجوری هم زندگی شده تکه نان کپک زده ای که بويش زير دلت ميزند و به دنبال گوشه ای ميگردي.................سرم گيج ميره وقتی به اين دنيا نگاه ميکنم!

عقيق

سلام خانم...خدا رو شکر که تاجر نبودیم نیستیم و در دنیا هرچه دیدیم از دنیا دورترمان کرد :))........ اگر بسته عشقی ،خلاص مجوی . اگر کشته عشقی،از قصاص مگوی. آتشی سوزان است و بحری بی کران،هم جان است و هم جانان است؛ قصهء بی پايان است و درد بی درمان، عقل در ادراک وی حيران است و دل از دريافت وی نا توان....دل سپردیم که پاهای خیس از سرما در یخبندان معرفت را میبینیم...سالهاست که گرمی پاهایم در زمستان گوارایم نیست وقتی دستان مچاله در جیبهای سوراخ را میبینم که سرگردان یک سر پناه بی برف و باران میگردند......اگر صدای چلچله ها را نمیشنیدم اینهارا نیز نمیدیدم........ویلٌ للمطفّفین، الذین اذکتالو علی الناس یستوفون.......و شاید ما گرمای خانه هاشان را ..................

عقيق

قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت....منظری از چمن نزهت درويشان است.

سعيد

سلام - من هم اين عيد عزيز رو به شما تبريک ميگم و اميدوارم به برکت اين روز همه مشکلاتتون حل بشه .

فسقلی

سلام وبلاگ قشنگی داری اگه ممکنه منم هم به لينک دوستانت اضافه کن متشکرم به وبلاگ منم سر بزن