یا حی

 

 

آجرک الله یا ابا صالح

 

 

   

 اینهم چند خطی از یک شعرطولانی 

 

جمعه ها

 

.......جمعه ها بیرق حسین انگار

باز در دست آن علمدار است

 جمعه ها دشت سینه ها ی غریب

کربلا یی غمین و خونبار است

 

جمعه ها سرزمین دلها مان

همچو کام کویر بی تاب است

 چشم بر راه توست کودک دل

پر ز شوق رسیدن آب است

 

تشنه لب بر کناره دریا

بخدا این تمام احساس است

 پرچم سبز و مشک خون آلود

جمعه ها تر جمان عباس است

 

 آه ای بحر بی کرانه ی من

تشنه لب چون شهید سقایم

 گرچه در بحر عشق غوطه ورم

کام عطشان هر چه دریایم

 

آه ای روح پاک و جاری آب

تشنه کامان به تشنگی مسپار

جان عباس آن شهادت سبز

تشنگی را به جان ما مگذار..........

 

مهرداد بهار 

یا مهدی ادرکنی 

 

 

 

السلام علیک ایها المرمل بالدماء

اینان به عیادت خطـــــــــــــــر آمده اند

بی جوشن و بی خود و سپر آمده اند

از بس که شتاب کرده این قـــــوم دلیر

با تیغ ولی بدون ســـــــــــــــر آمده اند... 

 

 

 

 

به نام نامیت و به نام هر آنچه از تو نام عشق گرفته

 که تو خود نهایت عشقی

 

 
 
 
 

 

 

بخوان به نام گل سرخ ،و عاشقانه بخوان

حدیث عشق بیان کن ، بدان زبان که تو دانی

 

  

 

متن زیبای زیر را از وبلاگ دوستی برگرفتم: 

 

 

 ای مصحف سرخ عطش

 

بر دشتی خیس تر از پلک شفاف باران ، تشنگی غیرت خاک را سیراب داشتی و با قطعه ایی از پژواک آئینه های “ هل من ناصرت ”، تمامی فرا سوهای اشتیاق زده تاریخ ستیز وخروش و ایستادگی را ، با تیزی تیغ زمزمه های گلوی آسمانیت امتداد بخشودی.

ای غزل ترین احساس نسیم

 و ای روایت خوان قافله قاصدکهای برهنه پا

 

 

با خنکای متبسم نجابت جاری لحظه های عاشورایی ، تن فرتوت برهوتی نا منتها را به سبزینگی کوثرانه تلاوت نیایشهای سحری ات ، شفای ابدی فرمودی و حلاوت ناستردنی عشق را در رگهای ظهر دهم جاودانه ساختی

 

ای عشق تشنه و ترنم سپید پرواز

 

 

تو کشته اشکی و معنای ژرف ابتلا که نای صحرای رملی خشک “ نینوا ” اقامه “صلاة العشق ” راسرائیدی و در غریبستان کویری “ معبود گمشده ” ، شبنم عطرانه نور و راه و عاطفه را بر قنوتهای گرسنه دستها در فراز ، ارمغانی خونین داشتی .

ما را به التجای نگاه شور آفرینت ، ای تلواسه مدام ، وای “ ترجمه زخمی پیشانی شکسته عشق ” ، در قطره قطره اشکهای کبره بسته امکان تکرار می داریم...

 

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
عقيق

سلام ٬چی بگم؟ هر جا نرم ٬از اين جا دل نميکنم...بوی اينجا عطر ياس ٬عطر گل ٬عطرکبريا.....عطر عباس ٬عطر گل ياس... با چشای پر الماس...با همه شور احساس ...ميخونم تا قيامت...انا المجنونُ العباس......