تو رفتی و آيينه ها مان  پر شد از ماتمی هميشگی...

تا حالا توی مجلس عزای حضرت سيد الشهدا امام حسين ع جايی که روضه خونش توی صحنه صحرای کربلا باشه و ببينه که چی ميگذره بودين؟

من يه بار بودم و نميتونم اون خاطره شگفت رو تا آخر عمرم فراموش کنم.....

 

 

 ضجه های کر کننده حضار... و بيقراری مرثيه خوانی که از شدت درد و اندوه ديوانه شده بود و ميخواست مثل بچه های عطشان و داغدار از سويی به سويی بدوه... وقتی از آتش زدن به خيمه ها ميخوند......

 اگه تو هم در کربلا بودی حالت بهتر از اون نبود .......

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
عقيق

سلام بر لبان عطشان کربلا وبر دستان ايثار سقا ...بر اولين قطر خونی که شقايق را متولد کرد و بر روی زردی که نرگس را شرمسار٬ کودک کربلا حماسه میخواند و هم آورد میطلبد ...یا ثار الله ....رویا !!!!! ذکر!!!!!بگو تا سکوتم را شکسته بغضم را با تو شریک شوم....... در این مختصر سخن نمیگنجد...برام میل بزن ٬شاید توان گفتن را دوباره بیابم...یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ٬اکشف کربی به حق اخیک الحسین ...

xxx

سلام دوست عزيزم من قبل از رفتن می نويسم فکر کنم اونجا تا حدودی منظور من رو بفهمی و موضوع روشن شه اگر بقول پونه رياضی باشی

ز.ن.دریا

کوه و صحرا پر است از يادت...بس که فرياد کردهايم تو را..اين ايام عزيز و بهتتسليت ميگم

nina

سلام دوست عزيز : برات آرزوی موفقييت می کنم . به من هم سر بزنيد خوشحال ميشم .

darya

رز عزبزم سلام اره حق باتوست ...راستی چه زيبا مينويسی استاد به ماهم ياد بده .....کوه و صحرا پر است از يادت /بس که فرياد کرده ائم تو را /ان قدر که ياد ما نکنی ان قدر ياد کردهائم تو را ...يا حق