یا حی

 از من خواسته بودی از ساره بنویسم اماا آنزمان قلم یاری نکرد و زمانی چند سپری گشت. اینک مرا به نوشتن در باره یحیی فرا میخوانی تا از این پیامبر تعمید دهنده بنویسم  و من از شهامت خود مدد می جویم تامرا یاری کند بتوانم با توشه ای اندک درمورد انسان برگزیده ای که بسیار کم از او میدانم بنویسم...

یحیی!

 

رسولی که پروردگارش او را یحیی نامید نامی که زان پیش بر نوزادی نهاده نشده بود.

 

شاید سزاوارتر این بود که تو خود از یحیی  مینوشتی از پیامبر همنام خو یش: یوحنا...

یوحنا درعهدین:

آری میگویند یحیی همان واژه یوحناست : واژه ای عبری شامل دو جزء یه- یهوه یا خدای- و حنان- مهربان و رحیم. البته در تاریخ مسیحیت از حواری بنام یوحنا نیز نام برده شده که آنچه از اوبنام مکاشفات یوحنا در دست است و در باب حوادث آخرالزمان می باشد اینروزها  توجه بسیاری از مردمان را به خود جلب نموده است و اما اینکه او همان یوحنا یا یحیی تعمید دهنده پیامبرخداوند متعالست است یا خیر مطلبی است که می تواند مورد تحقیق بیشتری قرار بگیرد.

آری یوحنای تعمید دهنده همان پیامبر پاک خوی پاکیزه سرشتی است که با تمثیل غسل تعمید درسرچشمه های رود اردن نشانی سرچشمه های توبه را به گنهکاران می داد.

 یحیی در قرآن:

نامگذاری شده توسط حی قیوم  آنکه کشته راه حی لایموت است تا زنده به او بماند و زندگی بخشد.

در باب تولد یحیی کلام خداوند حق مطلب را ادا نموده است. باقی مطلب هرجه بیاید تنها پروردگار از صحت و سقم آن آگاهست.

گویا مشاهده علو مقام و کرامات مریم مقدس دختر خوانده آسمانی و پاک زکریا از سویی و آزارعموزادگان و اطرافیان ناشایست از سوی دیگرو غم بی فرزندی  در روح زکریای کهنسال وتنها آشوبی به پا نمود و روز یا شبی  چنین دعا کرد:

"بارخدایا مرا تنها مگذار تو بهترین وارثان هستی"

و چندی نگذشت که پیک پروردگار در محراب عبادتش  او رااز جانب خداوند بشارت داد به فرزند پسری که نامش یحیی است و پیشترزان به کسی چنین نامی داده نشده است .

و البته روایتی  نیز درین باب هست که می گوید زکریا از حضرت باری تعالی درخواست کرد که اسماء مقدس پنجگانه را به او بیاموزد و چون آموخت با بردن نامهای متبرک وتابناک محمد و علی و فاطمه اندوه از ضمیر و دلش رخت بر بست اما با بردن نام گرامی حسین بغض گلویش را فشردو حالش دگرگون گشت. پس به غایت ازینحال خود شگفتزده شد وخدمت پروردگارعرض کرد چرا با بردن این نام گلویم از غم فشرده میگردد ؟ از چه روست که این نام مقدس چشمه های اشکم را جاری می سازد و اندوه سراسروجودم را فرا میگیرد؟

پس خداوند او را از واقعه اندو هبار کربلا بیاگاهانید و زکریا آنچنان داغدار این فاجعه عظیم  شد که از خداوند خواست تا اورا در مصیبت پیامبر خاتم  شریک گرداند با شهادت فرزندی که به وی عطا می کند : فرزندی پاک سرشت و شایسته که چونان حسین احمد گلویش در راه حق بریده گردد و خون پاکش در راه رضای حقتعالی بر خاک ریخته شود.

و می گویند چنین بود که فرزند پاکش یحیی به وی اعطا گشت....

و این آغاز یحیی بود!...

 همان یحیای نیکوسرشتی که شهید راه نهی از منکر گشت و خون پاک به ناحق برخاک ریخته ا ش از جوشش باز نایستاد تا نشانه ای باشد ازعذابی دردناک بر قوم بنی اسرائیل همان قوم مذهب زده ریاکاری که برای عیسی بن مریم پیامبر عشق و رحمت نیز جز مسلخ و تصلیب نخواستند.

آری یحیی شهید شد... تا خون گلوی بریده ی او در تاریخ همواره بجوشد.

 یحیی جز به حق سخن نگفت و در تمامی ازمنه این کهنه سراازین نابخشودنی تر چه جرمی وجود داشته است؟!

در انتهای رقص سکر آور وشیطانی اش سالومه - دربارگاه حکمران رومی یهودیه و درهنگامه شور مستی پونتیوس پیلاطس که سرمست از باده نفسانیات جان بی شکیبش درهوس گناه عظیم زنا با محارم می گداخت - سر تابناک یحیی خون پاک یحیی و جان مقدسش را به عنوان کابین وصل خویش طلب نمود.

و یحیی را به گناه حق پرستی به گناه حق جویی و به گناه حق گویی سر بریدند... شهید نهی از منکر شد تاجان نیکو سرشتش به پروردگارش پیوندد.

پیامبرپاک و زاهدی که می فرمود:

"... آنکه دو جامه دارد به آنکه ندارد بدهد و آنکه خوراک دارد نیزچنین کند."(لوقا ۱۱:۳)

وبراستی که دراین زمانه بی ترحم زر پرستی چقدرغریب مینماید این گفتار!

می گفت:"زندگیتا ن را عوض کنید " و " توبهنمایید"

یحیی بشارت دهنده آمدن یسوع بود و یسوع مبشر احمد و احمد رحمتی برای عالمیان آخرین حلقه اتصال آسمان وزمین مهدی را نوید داد.

وفریاد برمی داشت که:

"ملکوت آسمان نزدیکاست "   (متی ۲:۳)٫ آن اتفاقی که هرکس به آن چشم امید دوخته و درانتظارش می باشد ٫در شرف به وقوع پیوستن است . یحیی مردم را دعوت می کرد که خود راآماده نموده  و بی اعتنائی را کنار بگذارند ٫ زیرا در روز موعود هر کس می بایست درمقابل اعمالش پاسخگو باشد.

یحییتعمید ه دهنده بیشتر اوقات با کسانی که از اورشلیم و اقصی نقاط یهودیه نزد او می آمدند قاطعانه سخن می گفت زیرا هرگز هراسی از بی پرده سخن گفتن به دل راه نمی داد . روزی که فریسیان وصدوقیان -که به فرزندی ابراهیم مباهات می نمودند وتکبر و تفکر طیقاتی-مذهبی ایشان یحیی را سخت خشمگین می ساخت نه به جهت توبه که در حقیقت برای انتقاد از گفتار صریح اوکه موجب بروز جنبشی در دره اردن شده بود به نزدش آمده ودر میان جمعیت بودند مورد خطاب قرار داده گفت :

"... ای مارها ٫ که شما را اعلام کردکه از غضب آینده بگریزد ؟اکنون ثمره شایسته توبه بیاورید و این سخن رابه خاطر خودراه مدهید که در ما ابراهیم است ٫ زیر ا به شما میگویم خدا قادر است که از این سنگها فرزندان برای ابراهیم بر انگیزاند (متی ۷:۳-۹

/ 17 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مليحه جون

سلام مسافر .اينها همه از يک قصد آغاز شده و قصد تو نازنينم؟...بماند ياد شعری افتادم که روزی برای دوستی خواندم بس که بر ناله دل گوش ندادی آخر هم دل از ناله و هم ناله ز فرياد افتاد... خداوند ديده دل هممون رو به نور حق روشن کند .و باشد که با کلام خدا جانمان متبرک گردد خوندن مطلب قشنگت برام جالب بود عزیزم

مهتاب

حالا مي فهمم كه عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه

بامس جوان

سلام.مدتها توي اينترنت دنبالت گشتم اما هيچ اثري از تو نبود.نميدانم اصلا مرا به ياد داري يانه؟ ازبس كه دوستانم فراموشم كرده اند ديگر به دوستي كسي ايمان ندارم حتي خ..! خواستم بگويم خدا ديدمك كه من پيش از او اورا از ياد برده بودم .ولي به هر حال ازاينكه دوباره تورا جسته ام خوشحالم

مهتاب

خدایا پس کی به فريادم ميرسی........

مداحی

سلام. مجدد اومدم اینجا تا یه مطلبی عرض کنم.پست جدید سایت درباره ی اینه که: چرا در نماز آنچنان که باید وشاید لذت نمبیریم . ممنون میشم مثل همیشه از لطف شما بواسطه حضورتون بهره مند بشم . به امید وزیدن نسیم معطر کوی دوست در صبح دولت عاشقی

قلندر

ازاينكه مثل سياستمداراي توي انزوا سالي يه دفعه مي نويسي حال مي كني نه ؟!! من چهارمين باريه كه ميام ببينم حرف حسابت چيه ولي مي بينم مطلبت قديميه. قبلنا بهتر بودي نه؟!!!!!!