شعر زندگی

 

یا حی

 

 

 

ای برکه سبزخم روح پژمرده ام را

 

طراوتی جاودانه بخش

 

  

 در این غدیر نورانی  چه خوشست مستی

 

 ازباده ولای تو یا علی!

 

 

عید بر عشاق مبارک باد

 

 

همیشه در میان   نامدگان و رفتگان ، از دو کرانه ی زمان   سوی تو می دوند ، هان ای تو همیشه در میان !
 در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان  گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن می نگرم درین چمن آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان  
 ای گل بوستان سرا از پس پرده ها در آ 
 بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان  
 ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای 
 هسته فروشکسته ای کاین همه باغ شد روان  
مست نیاز من شدی ، پرده ی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی ، آمدن تو شد جهان!  
آه که می زند برون ، از سر و سینه موج خون 
 من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان؟!
پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم ؟  کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان !
 پیش تو ، جامه در برم نعره زند که بر درم   آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان ! ___ زندگی

زندگی جاری است
مثل رود سیال وروان در پویش ایام
زندگی افسانه رفتن به مرز بی نهایت هاست.....
زندگی رفتن به آنسوی شقایق هاست!

آری زندگی جاری است در قلب زمان اما
این میان این نکته پیداست که پویش اصل پابر جاست!
و جاری شدن شرط است ...

زندگی گرقصه ای تلخ است یا افسانه ای چون شهد شیرین است
زندگی گر لحظه ای شاد و زمانی نیز غمگین است
تلخ و شیرین شاد و غمگین زندگانی روز و شب جاری است
زندگی گر جویباری نرم و خوش آواست
ور که جوشان است و شطی تند و پرغوغا ست
اگر چون آفتاب گرم تابستان فروزان است

 

وگر چون باد های سرد پائیزی شتابان است

تند و نرم و سرد و گرم شط زندگانی تا ابدجاریست

 درین هستی بی پایان بی انجام پویش اصل پا برجاست
و جاری شدن تنها اصل بی تغییراین هستی است


مهرداد بهار

 

 

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيد

سلام - از اينکه بحث رو در وبلاگ دنبال ميکنيد متشکرم - من به احترام شما وارد نمی شوم و منتظر ميشم ببينم به کجا ميرسه - ضمننا اين فرزاد چند يادداشت اولش با توهين و هتاکی همراه بود که من اونهارو پاک کردم - باز هم ممنونم

mohammad

سلام خوبی، ممنون از نظرت اوون مطلب يه جور شکايت از خودم بود و يه جورايی شخصی بود نه عقيدتی؛)

reza

سلامبه شما تبريک می گويم . بوی خدا از تمام نوشته های شما به مشام می رسد.اگر دوست داشتيد شعر حماسه عشق مرا ببينيد.خدانگهدار

baamasejavan

سلام .مثل اینکه یه بار دیگه شرمنده شما شدم .اینقدر سرم شلوغ شده که دو هفته است کافی نت نیامدم.ضمنا نتو نستم شما رو اد کنم ایراد از یاهو بود لطفا یک بار دیگه منو اد کنید.راستی از وبلاگ شما یک سرقت ادبی هم کردیم !البته با نام وبلاگ خودتون شعری بود که با مطلع (حالمان بد نیست غم کم میخوریم)رو داخل نشریه پلاک 7 (نشریه خودمون) استفاده کردیم البته با ذکر منبع !اگر خواستید میتونید برای نشریه بنویسید استقبال میکنیم .باز هم عذر خواهی میکنم ازینکه خیلی بینظم شدم . یا حق

خودم

سلام ! خواهش ميکنم عزيز ! اين وبلاگ قابل شما رو نداره! بخصوص که اون شعر ی که مد نظرتونه سروده من نبوده (خنده) دشمنتون شرمنده باشه... من معتقدم که هر شعر يا متنی که نوشته میشه و منتشر میشه حالا از هر طریقی کلا برای خواندنه دیگه!... شعرهای خودم هم همينطور ! هر کی هرکدوم رو دوست داشت ميتونه با ذکر منبع برداره....و اگر يه وقتی منبعش رو نميدونست باز هم از نظر من عيبی نداره... مهم اينه که مطلب به خواننده برسه

هاله

سلام می دونم که نمی تونم اون همه محبتی که بهم داشتی رو جبران کنم هميشه خوب باشی .

سعيد

سلام : من اين شعر رو خيلی دوست داشتم - شعرای قشنگی انتخاب ميکنی . يه آواز داره شجريان تو البوم یاد ایام و قبل از همین تصنيف ياد ايام . توصيه ميکنم حتما گوش کن . به نظر من بهترين آواز شجريان هست . اگر بر جای من غير گزيند دوست حاکم اوست - حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزينم

منتقد

سلام چه زيبا از شور عشق الهي سخن رانديد وآنچنان شعري برگزيديد كه جز از سرشاري روح از لطافت شبنم عشق خبر نمي دهد خوش وقت وخوش فرجام باشيد در پناه عشق الهيتان فكر مي كنم بيت آخر وصف الحال شماست يارم چو قدح بدست گيرد /بازار بتان شكست گيرد--در پاش فتاده ام به زاري/آيا بود آنكه دست گيرد--در بحر فتاده ام چو ماهي /تا يار مرا به شست گيرد--هركس كه بديد چشم او گفت/كومحتسبي كه مست گيرد--خرم دل او كه همچو حافظ /جامي زمي الست گيرد