يا حي

          <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هر كه نفس بت صفت را بشكند در دل آتش گلستانش دهند...

                  العشق نارالله الموقده يحترق بها اشواق الافئده...

     

           چه دردست اينكه عشقش نام كردند?!

                وزو آشوب خاص و عام كردند

          خراباتي است اندر عشق كانجا

                 مي از خون جگر در كام كردند

          به يك ساغر در آن ميخانه مارا

                 چنين سرمست و بي آرام كردند?!

 

           الهم صل علي محمد و آل محمد و عجل الفرجهم ...

 

 سلام ؛باز بوی نگار می ايد... بوی خوب بهار ميآيد... عطر قرآن شميم ماه خدا... بوی گيسوی يار ميآيد!

 

و اما بعد...

ميگن از آسمان براي برخی از عرفا گل ميفرستادند....

وای که چقدر دوستي با خدا زيباست

چقدر زيبا دوستانشو مينوازه اون محبوب ازلي!

 چقدر عشقش لطيف و دلنوازه.....

 واي خدايا!

 

 نميدوني عشق به اين زيباي سرمدي  منو چطوري ديوونه كرده...

 

 هرجا نشاني از او ميبينم قلبم مث پر كاهي جذب كهرباي محبتش ميشه...

آخه اين  من  نيستم بلكه يه قطره كوچكم در يه اقيانوس بيكرانه..... يه قطره ناچيز محبتم!

ولي قطره اي پيوسته به درياي عظيم و مواج مهر......

اينه كه هر وقت موج ميزنم يه اقيانوس با هام به تموج در مياد......

 من در كل هستيم:

 ديوونه وار عاشق ارزشهايي هستم كه خداييند!

 

موج ميزنم و مهر ميپراكنم و عشق ميبخشم....

دوست دارم و محبت ميورزم.....

 

مجنون وار عاشقم

اما تنها درآن جاييكه ليلي ازليم جلوه فريبنده اي كرده و اثر پايي از خود بر جا گذاشته!

 

من همون عاشق توي دريا هستم ... واگه توي دريا هستم..... اگه حتي دلم هم نميخواد ازين موج خيز نجات پيدا كنم .... تنها بخاطر اوست!

چون من در اين محبت نشانه هاي خدا رو ميبينم...

 

گر در سر زلف تو دلم خانه نميكرد چه ميكرد؟!

 

اين روزا يه جورايي پرواز بدون بال........ يا پرواز در تنهايي هم ممكن به نظر ميرسه......

اين روزا..... تنهايي هم يه  عالمي...يه حالي داره واسه خودش!

 يه وسعت عجيبي داره تنهايي... گستره روح و ابديت؟!

همه هستي آينه ميشن در پيش چشماي آدم  و تو توي هر چي كه نگاه ميكني خودتو ميبيني... كم كم ديگه خودتو هم نميبيني... به هر چي نگاه ميكني اصلا هيچي نميبيني... و بعد يه دفعه انگار يه نوري مياد كه قبلا نبوده...... و پس از اون به هر چي نگا ميكني فقط او رو ميبيني!

در تنهايي و تفكر آدم انگار دوباره زاييده ميشه...

يه تولد عجيبي درانتهاي افق تنهايي هست... يه زايش دردناك... كه دردش نتيجه همون تنهاييه ودر عين حال زايش تنها در انتهاي راه همين  مسير دردناك به وقوع ميپيونده...

چرا كه در لحظه لحظه خلوت فرد با خودش... حضور خدا از هميشه ملموس ترميشه... آره حضوري كه ابتدائا فقط از درون سكوت و تنهايي تجلي ميكنه و بعدها همه جا همراه آدم خواهد بود!

يه حضور در برگيرنده كه رشد ميكنه و همه چي و در خودش مستحيل ميكنه....

تولدي ديگر!  زاييده از دل تنهايي!

 اين روزها احساس ميكنم مث ماري كه پوست ميندازه دارم پوست ميندازم

جوان ميشم... بچه ميشم... دوباره شروع ميكنم

عطر هاي معنوي رو با همين مشام ماديم حس ميكنم

صداهاي عالمي رو ميشنوم كه تا حالا بهشون چندان دقت نكرده بودم

گاهي وقتا صبحا با احساس لمس دستايي كه منو تكان ميدن درست وقت اذان بيدار ميشم

ويه شب در خواب و بيداري مكاشفه عجيبي داشتم كه خيلي جالب بود...... احساس كردم كه به نت وصل شدم و ام اس ان مسنجر براي من پيغام ميده!... توي زمينه نقره ايش نوشته بود:

 يا فتاح ياعليم

و هوعليم بالذات الصدور

بيدار كه شدم خيلي فكر كردم تا يادم اومد.. با خودم گفتم كه در بين اسما اللهي نام مقدس فتاح كه با اسم مبارك عليم نمياد.... اما درست همين ديروز عصر گمونم در دعاي سدره المنتهي بود كه ديدم دقيقا ايندو اسم به همين شكل دنبال هم اومدن...... قسمت دوم هم يكقسمت از يه ايه شريفه از قرآن مجيد باشه!

آه......

 

گاهی بوي گل محمدي مياد...... گاهي عطر مشك مياد..... گاهي عطر ياس تازه چيده شده...

 

 

من بكلي  ديوونه شدم ديوونه ....

 

با خداي خودم هستم......

با خداي خووووووووووووووووووووووب خودم!

 

با عزيزم خلوتي داريم....

گاهي هم حالم منقلبه

 

ياد چشماي عزيز سيد الشهدا... چشماي مست و مخمور قمر بني هاشم غوغا يي به پا كردن توي جونم

 

دلم گونه نيلي فاطمه زهرا سلام  الله عليها رو ميخواد....

عجب آرزوي بلندي !

 دلم گريه برپهلوی مجروحشون رو ميخواد...

دلم ميخواد دنده هاي ضرب ديده و كمرخم شده شونو غرق اشك كنم 

 

 دلم صورت رسول الله  رو ميخواد

ميخوام  عطر گيسوي محمدصلی الله عليه و آله و سلم مستم كنه

  

 دلم بوسه بر دست يداللهي امير المومنين عليه السلام  رو ميخواد 

 

دلم ميخواد به صورت مثل ماه امام مجتبی عليه السلام نظري بيفكنم و بر دست بخشنده كريم اهل بيت بوسه بزنم 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید