يا حی

سالها گمان من بر اين بود که زيبايی ذاتی محبت همواره  توان غلبه بر زشتيها رو داره... چندی پيش به يک وبلاگ سر ميزدم ( اسم نميبرم) که زبانی تند و طنزی تلخ و گاهی تهی از ادب داشت...  داشت و به خاطر صداقتی که در عمق کلامش ميديدم تاسف ميخوردم که چرا اين استعداد به هرز ميرود...

گمان ميکردم بلاخره زيبايی استعداد و قريحه بر زشتی و درشتی کلام غلبه خواهد کرد... اما متاسفانه گويا اينبار گمانم باطل بود!

غرض از ذکر اين مطلب اينست که درست است که صداقت به معنی بازتاب  شفاف درونيات ماست... اما اصرار بر زشت و پالايش نيافته نگاهداشتن خود به بهانه صداقت خود گناهی است به همان زشتی عدم صداقت و ريا... چرا که آب در مرداب که راکد ماند  سرنوشتی جز گنديدن و تباهی نميابد...

(گر به مردابی ز جريان ماند آب    از سکون خويش نقصان يابد آب

جانش اقليم تباهيها شود    ژرفنايش گور ماهی ها شود...)

نميدانم شما در اينباره چه ميانديشيد؟

/ 2 نظر / 7 بازدید
عقيق

دلم تنگ به اندازه اسمان به اندازه ابر به اندازه دلم به کوچکی دنيا و به وسعت مهر يارم ...هميشه از مطالبت درس ميگيرم..راستی عزيزم برای اينکه عکس هايی که زحمت ميکشی وميزاری ديده بشه بايد جايی اونارو..آپلود کنی..برات ميل ميزنم ميگم کجا...