يا حی

 
عطر بسم الله
 

شبي تب داشتم ، رفتي و قرص ماه آوردي

برايم شيشه اي از عطر بسم الله آوردي

من از صد بار اسماعيل و هاجر، تشنه تر بودم

تو اين زمزم ترين را از کدامين راه آوردي؟

من از بي قبلگانم ، کافري از من نمي پرسد

مسلمان کافرا ! کي رو بدين درگاه آوردي

عزيز مصر بود اين دل که دادم بر تواش روزي

امان از گرگ يوسف خورده اي کز چاه آوردي

دوباره شنبه ام تعطيل شد، يکشنبه ام تعطيل

دوباره يادم از آن جمعه ي ناگاه آوردي!

 

عليرضا قزوه

***

 

من اين پيام را

براي سايت شما مي فرستم:

مولاي من ! سلام

اگر قرار شد که بياييد

کافي ست شماره هاي يازده رقمي مان را

که عنقريب دوازده رقمي خواهد شد

همراه داشته باشيد

 و يادتان باشد

که ما فقط تا ساعت ده شب بيداريم!

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
عقيق

سلام٬صبح جمعه ات بخير

عقيق

خوشحالم در اولين لحظات راز و نيازت سر رسيدم...و دلدادگيت را به يار شاهد بودم...هر چند که اين يار طناز با ما غکزه کی آيد و نيم نگاهی نيز بر سايه گنهکاران نمی افکند...صبح جمعه و عطر و حشی بنفشه ها گيجم کردست و سراغش را از ياسمن و لاله تازه دميده ميگيرم...سلام مرا به يار دلبند برسان.......به خوبا سر ميزنی مکه بدا دل ندارن...سريم به ما بزن ای خوب خوبا .....آقا جون...........ياعلی